خانه / نقد / نقد‌های فیلم رگ خواب به کارگردانی حمید نعمت‌الله

نقد‌های فیلم رگ خواب به کارگردانی حمید نعمت‌الله

نقد فیلم رگ خواب

چند نقد متفاوت از فیلم رگ خواب

نعمت الله و فیلم‌های متفاوت

حمید نعمت‌الله به نسبت سال‌های حضورش در سینما کارگردان کم‌کاری به حساب می‌آید. فیلم اول او «بوتیک» برای مخاطبین یک شگفتی بود. جسارت یک فیلم اولی در نمایش معضلات اجتماعی‌ای که در آن زمان جایی در سینمای ایران نداشتند باعث شد توجه زیادی به سمت او جلب شود. موضوع فقط به جسارت موضوعی خلاصه نمی‌شد و بوتیک به لحاظ ساختاری فیلمی پخته و تأثیرگذار از آب در آمده بود. چندین سال طول کشید تا نعمت‌الله با فیلم «بی پولی» به سینما بازگردد. فیلم این بار به اندازهٔ «بوتیک» پیشرو و تکان‌دهنده نبود اما با تحسین منتقدان روبه‌رو شد.

او سپس سریال «وضعیت سفید» را برای تلویزیون ساخت که به‌طور کل نظر مثبت مخاطبین را جلب کرد اما از هر نظر کاری متفاوت با باقی آثار تلویزیونی به حساب می‌آمد. تأکید بر جزییات و حذف خط ثابت داستانی باعث شده بود در ابتدا همراهی با سریال برای مخاطبین مشکل شود اما به مرور زمان همراهی با شخصیت‌ها کار خود را کرد و سریال مورد توجه قرار گرفت. آخرین فیلم نعمت‌الله که دیگر مثل گذشته کم‌کار نبود به نام «آرایش غلیظ» تلاشی بود برای ورود به فضای جفنگ و هجوآمیزی که بیشتر در آثار برادران کوئن مشاهده شده است. نظرات در مورد فیلم آخر کاملاً متفاوت بود و فیلم برای برخی بهترین اثر جشنواره و برای برخی دیگر اثری غیر قابل تحمل ارزیابی شد. هر چه بود حمید نعمت‌الله باز هم فیلمی متفاوت ساخته بود.

نقد فیلم رگ خواب از جشنواره

«رگ خواب» که این روزها در جشنواره به نمایش در آمده است به هیچ‌کدام از فیلم‌های ساخته شده توسط خود او ارتباطی ندارد اما پیوستگی معنایی و ساختاری آن با فیلم‌نامهٔ مشترک نعمت‌الله و هادی مقدم دوست «سر به مهر» غیر قابل انکار است. فیلم روایتگر مسیر حرکت یک زن جوان به نام مینا (لیلا حاتمی) در مقطعی حساس از زندگی‌اش است. اولین جمله‌ای که از او می‌شنویم در رابطه با پایان زندگی زناشویی‌اش مطرح می‌شود. ” امروز رفتیم و توافقی طلاق گرفتیم، این تنها چیزی بود که روش توافق داشتیم”. شوهر سابق او را در فیلم نمی‌بینیم.

همه‌ی اتفاقاتِ قبل از جدایی، از بحث مورد نظرِ فیلم خارج می‌شوند و زندگی مینا در روزهای بعد از طلاق به محور اصلی داستان تبدیل می‌شود. او که تحصیلات کارشناسی را نیمه‌کاره رها کرده درحالی‌که به دنبال کار است با شخصی به نام کامران آشنا می‌شود. کامران که مدیریت یک فست فود را به عهده دارد ابتدا به بهانهٔ کمک به مینا وارد زندگی‌اش می‌شود اما کم‌کم رابطهٔ عاطفی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. چنین پی‌رنگی در مختصات سینمای ایران کاملاً تکراری به نظر می‌رسد اما با مشاهدهٔ فیلم با فضایی کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شویم.نقد فیلم رگ خواب

فیلم‌ساز همه‌ی داستان را از دید شخصیت مرکزی یعنی مینا روایت می‌کند. به عبارتی می‌شود گفت «رگ خواب» فیلمی است که در داستان‌گویی خودش را به یک زاویه دید محدود کرده و در هیچ لحظه‌ای این محدودیت خود خواسته را زیر پا نمی‌گذارد. تک‌تک سکانس‌ها با حضور مینا نوشته شده و شکل گرفته‌اند و فیلم در هیچ لحظه‌ای از فضای ذهنی و احساسات او جدا نمی‌شود. از همان سکانس اول نریشن های ذهنی مینا ما را از گذشته‌اش آگاه می‌کنند و پس از آن مخاطب قدم‌به‌قدم در تجربه‌های حسی او شریک می‌شود و دنیا و آدم‌ها و روابط را از دیدگاه او می‌بیند.

ایجاد چنین محدودیتی از طرف فیلم‌ساز باعث شده چالشی سخت در فیلم وجود داشته باشد. نگه داشتن ریتم و پیش بردن خط داستانی درحالی‌که دوربین حتی در یک سکانس اجازهٔ دور شدن از مینا را نداشته کار بسیار مشکلی بوده است. چنین ساختاری داستان‌گویی را بسیار سخت می‌کند و پتانسیل کسالت‌بار شدن را بالا می‌برد. اما فیلم‌ساز به شکل غافلگیر کننده ای این چالش را از سر گذرانده و به نقطه قوت فیلم تبدیل کرده است.

پیدا کردن رگ خواب مخاطب

پیشروی رابطهٔ عاطفی بین مینا و کامران با ایده‌های متنی و تصویری‌ای همراه شده است که کاملاً مخاطب را سر ذوق آورده و به دنبال کردن سرنوشت این دو علاقه‌مند می‌کند. آشنایی آن‌ها به‌درستی با لحظات متفاوتی پیشرفت می‌کند و هیچ شباهتی به نمونه‌های تکرار شده در سینمای ما ندارد. سکانسی که در آن کامران برای ابراز علاقه به مینا مشغول خوردن خاک می‌شود تنها یکی از سکانس‌های بکر فیلم است که مخاطب را حسابی سر ذوق می‌آورد و حس و حال عاشقانهٔ جاری در آن کاملاً ملموس است.

نریشن های ذهنی مینا باعث شده همراهی مخاطب با داستان از سمت او باشد. به همین دلیل زمانی که هیجان او از آشنایی‌اش با کامران را می‌شنویم وارد فضای بسیار شخصی‌ای می‌شویم که احساسات و عواطف درونی در آن شکل گرفته‌اند. این میزان نزدیک شدن به تجربهٔ یک شخصیتِ خاص شگرد هوشمندانه‌ای بوده است چراکه باعث شده ظرفیت همراهی کامل با مینا در فیلم ایجاد شود. اگر قرار باشد داستانی را به شکل مطلق از دیدگاه یک شخصیت دنبال کنیم به این نزدیکی و درک از خصوصی‌ترین لحظاتش نیازمند هستیم.

رابطهٔ مینا و کامران اگرچه در حال و هوایی عاشقانه اوج می‌گیرد اما کم‌کم متوقف شده و وارد سرازیری می‌شود. پس از این تغییر لحن در فضا، روایت مقداری لکنت را تجربه می‌کند. نکته مشکل‌ساز اینجاست که ایده‌های فیلم‌ساز برای بردن یک رابطهٔ عاشقانه به نقطهٔ اوج بسیار فکر شده و زیباست. اما فرود رابطه این جزییات بکر را در خود ندارد.نقد فیلم رگ خواب

دلایلی که باعث کم‌رنگ شدن رابطه می‌شود شباهت‌های زیادی به نمونه‌های قبلی پیدا می‌کند و رفتارهایی که کامران در ادامهٔ فیلم از خود نشان می‌دهد تر و تازگی فیلم را کاهش می‌دهد. ساختار کلی فیلم باعث شده این کمبود در بخشی از داستان که کامران در مرکز آن است باقی بماند و بخش پررنگ‌تر که برخورد مینا با این حادثه است بار را به دوش بکشد. بنابراین اگرچه کیفیت روایی کاملاً یکدست باقی نمی‌ماند اما دست‌آورد‌های فیلم از بین نمی‌روند و همراهی با مینا تا پایان ادامه پیدا می‌کند.

پایان‌بندی فیلم مسیر حرکت مینا از ورود به رابطه و اوج‌گیری تا فرود و رسیدن به وضعیت بحرانی را به‌درستی تکمیل می‌کند و نوعی گذر و بلوغ حسی را در او ایجاد می‌کند. فیلم به دلایل مختلف در سینمای ایران یک مورد منحصربه‌فرد است. زاویه دید تک‌نفره و ایجاد ارتباط بین مخاطب و شخصی‌ترین حالات ذهنی یک شخصیت باعث شده با فیلمی متفاوت روبه‌رو باشیم که یک نیمهٔ درخشان و یک نیمهٔ قابل قبول را ارائه می‌کند. 

بازی لیلا حاتمی

تماشای اوج و فرودهای حسی لیلا حاتمی بسیار دل‌نشین است. بازی او در «رگ خواب» اتفاق تازه‌ای در بر ندارد. شباهت‌های فراوان با نقش‌آفرینی‌اش در «سر به مهر» باعث شده خیلی از حرکاتش برای مخاطبی که آن فیلم را دیده آشنا به نظر برسد اما با همهٔ این‌ها او به ستون اصلی فیلم تبدیل شده و به‌سختی می‌توان گزینهٔ دیگری را برای چنین نقشی تصور کرد. درنهایت تماشای «رگ خواب» را به‌راحتی می‌توان توصیه کرد. حمید نعمت‌الله با این فیلم کماکان به‌عنوان یک کارگردان مهم و متفاوت در سینمای ایران باقی خواهد ماند. این روزها اوج فعالیت کاری او را شاهد هستیم و گفته می‌شود فیلم دیگرش به نام «شعله ور» به‌زودی آماده می‌شود. امید است این پرکاری به کاهش کیفیت فیلم دوم منجر نشده باشد و باز هم شاهد فضایی متفاوت و لحنی منحصربه‌فرد از او باشیم.

فیلم رگ خواب ،متفاوت و با جذبه…

“رگ خواب” چهارمین ساخته حمید نعمت الله پس از فیلم های “بوتیک”، “بی پولی” و “آرایش غلیظ” است که خوشبختانه همان دغدغه های همیشگی کارگردان را دنبال می کند و مانند سایر آثار ایشان فاصله گذاری های لازم از آثار سیاه نما را دارد.

برجسته ترین فیلمسازان تاریخ سینما در شخصیت پردازی کاراکترها به تمام جزئیاتی که ممکن است به توضیح گوشه ای از رفتار شخصیت ها بپردازد توجه ویژه داشته اند تا بتوانند با قرار دادن نشانه هایی قابل اتکا بخشی از روابط علت و معلولی فیلم را از این طریق برای مخاطب توضیح دهند. این جزئیات می تواند تلفن همراه شخصیت ها،  خودروهای مورد استفاده، شغل و یا نوع پوشش آن ها باشد.

همچنین توجه لوکیشن های فیلمبرداری از دیگر عواملی بوده است که توان تاثیرگذاری زیادی در منظر نگاه مخاطب بر اتفاقات فیلم دارد و می تواند بر فضا سازی اثر تاثیر بسزایی گذارد. از نمونه های خوب استفاده از تمام عوامل مذکور در راستای فضاسازی اثر ، می توان به فیلم “فارگو” ساخته برادران کوئن اشاره کرد. از نگاه نگارنده توجه به مسائل اینچنینی می تواند یکی از عوامل تمییز دهنده آثار منسجم از آثار سرسری باشد.

“رگ خواب” از جمله آثاری است که توجه به جزئیات اینچنینی در آن به وفور مشاهده می شود. از فست فودی خانم منصور-محل آشنایی لیلا و مینا- که تداعی کننده رابطه و زندگی های پرشتاب امروزی و علاقه به پیشرفت های لحظه ای و زودگذر است تا انتخاب گربه به عنوان نمادی از رفتارهای کامران. اما نکته مغفول مانده استفاده از این نشانه ها برای پیشبرد داستان است. به معنایی جناب نعمت الله از این نشانه ها صرفا برای معرفی شخصیت ها بهره برده است نه چیزی بیش از این. اتفاقی که می توانست مسیر فیلم را به ویژه در بخش دوم فیلم تغییر دهد.

از نکات برجسته دیگر “رگ خواب” می توان به ریتم مناسب و متناسب با هر بخش داستانی ، استفاده صحیح از موسیقی، بازی خوب بازیگران و بهره گیری درست از لوکیشن ها اشاره کرد که فرسنگ ها با آثار قبلی فیلمساز فاصله دارد.

ریتم و داستان فیلم

حال در این قسمت از نقد فیلم رگ خواب  به بررسی داستان می‌پردازیم. ریتم اصلی داستان پیرامون مسائل زنان جامعه و سوء استفاده های عاطفی از آن ها که منجر به بروز شرایط بحرانی می گردد شکل می گیرد. در نیمه ابتدایی فیلم اوج گیری رابطه مینا و کامران و سپری شدن رویاگونه اتفاقات به یاری استفاده از لوکیشن های جذاب، ریتم تند و قاب های چشم نواز به خوبی نمایش داده شده است و مقدمات لازم برای ارائه تلنگر داستان مهیاست. اما متاسفانه فیلم به یکباره مسیر خود را تغییر می دهد و به جای ارائه دلایل منطقی برای روایت داستان توجه مخاطب را -به یاری بازی خوب لیلا حاتمی- به مظلومیت بانوان در جامعه جلب می کند و فکت سینمایی برای سوالاتی که در ذهن مخاطب شکل گرفته ارائه نمی کند. سوالاتی نظیر:

  • چرایی بازنشگتن مینا به آغوش خانواده با وجود درگیر شدن با شرایط اسفناکی این چنینی
  • چرایی حضور کامران در کنار مینا در حالی که شرایط حضور در کنار مدیر خود را دارد و نشانی هم از هرزه گردی در او وجود ندارد.

سوالاتی از این دست با پاسخ هایی از ذهن مخاطب پاسخ داده می شود اما بر اساس برداشت های عاطفی از صحنه های به یادگار مانده در حافظه بصری آن ها نه کت های قابل دفاع سینمایی. در حقیقت جناب نعمت الله در نیمه دوم فیلم به جای نمایش اغناپذیر چرایی و چگونگی این فاصله به ارائه عواقب تلخ انتخاب های نادرست می پردازد و با تمرکز بر آن ، جنبه بازدارنگی و عبرت آموزی داستان را برجسته تر می کند. این مسئله نشان از نگاه مصلحانه و دغدغه مند ایشان در رابطه با مسائل زنان در جامعه را دارد اما اگر فیلم به تکمیل روایت خود می پرداخت و به مخاطب اجازه می داد که خود این برداشت ها را داشته باشد به طور حتم توان نفوذ اثر در حافظه سینمایی مخاطبان چند برابر می شد.نقد فیلم رگ خواب

جناب نعمت الله تلاش هایی برای صمیمی تر کردن  روابط مینا و کامران – مانند صحنه های حضور در انبار- انجام داده است و با بهره گیری از امکانات دوربین شگردهایی برای واقعی کردن مسائلی مانند حجاب مقابل محارم و حضور زن و شوهر در کنار یکدیگر که همواره مورد نظر فیلمسازان بوده اندیشیده است که به نظر می رسد با ممیزی هایی در زمان اکران مواجه شود و البته حذف آن ها لطمه جدی به اثر نخواهد زد. اما نکته قابل طرح در این زمینه نداشتن نگاه رادیکال به مسائل است. نکته ای که در رویکرد فیلمساز به دغدغه های خود از بوتیک تا رگ خواب ادامه داشته و گاهی نظر مساعد خبرگان را هم به خود جلب کرده است.

در مجموع رگ خواب نعمت الله پتانسیل تبدیل شدن به یکی از آثار برجسته جشنواره سی و پنجم را دارا بود که به دلیل اشتباه در انتخاب ررویکرد پرداخت به موضوع، به اثری متوسط تقلیل یافته است. امید است جناب نعمت الله با ساختاری منسجم تر به طرح موضوعات اجتماعی که از مشکلات واقعی جامعه مانند طلاق بپردازند و جای خالی آثاری این چنینی را برای سینمای ایران پر نمایند. آثاری که مخاطب را با امید به آینده راهی مسیرهای تازه نماید.

غرق شدن مخاطب در فیلم

«رگ خواب» فیلمی تأثیرگذار و متأثرکننده است که موفق می‌شود خیلی زود راه به احساسات مخاطب باز کند و او را وارد جهان تو در تو، سیاه‌وسفید و رنگارنگ زندگی زنی کند که نمونه آشنایی از زن ایرانی در دهه اخیر تاریخ اجتماعی ایران است. روایت اول‌شخص و لحن و بیان بی‌پیرایه قهرمان فیلم، مینا، سریع‌تر و عمیق‌تر از معمول سینما ایران حس سمپاتیک تماشاگر را برمی‌انگیزد و صداقت و گهگاه ساده‌لوحی او صمیمیتی میان فیلم و تماشاگر برقرار می‌کند که فاصله فیزیکی میان‌پرده و صندلی سینما را از میان برده و تماشاگر به ناگاه خود را در جهان معلق میان خیال و حیات مینا و نامه‌های خیالی‌ای که برای پدر سال‌ها ندیده می‌نویسد، بازمی‌یابد.

اما فراتر از برانگیختن احساسات در تماشاچی، غرق کردن او در جهان فیلم و یا جوگیر کردن منتقد در مواجهه اولیه با اثر، «رگ خواب» فیلم ویژه‌ای در سینمای ایران پس از انقلاب و حد شاخصی در کارنامه فیلم‌سازی حمید نعمت‌الله است. «رگ خواب» نمایش اسطوره مابانه‌ای از زندگی زنی ست که حیران از عشق ازدست‌رفته، سر به خرابات می‌گذارد. پیر خرابات و ذلیل عشق شدن، همان‌قدر تمثیلی که در اشعار مولانا سراغ داریم و در عین حال همان‌قدر ریال و امروزی که می‌توانیم در اطرافیانمان رد چنین داستان‌هایی را پیدا کنیم.

نعمت‌الله موفق شده درست در مرز باریک میان جهان واقعی اطراف و جهان اساطیر، لیلی و مجنون‌ها و شیرین و فرهادها، داستان «رگ خواب» را پیش ببرد و نمایشگر زنی ویژه و استثنایی در سینمای ایران باشد. سینمای ایران نه هرگز عمق شادمانی و خوشبختی زنی را تا این حد به تصویر کشیده که به مردش خیره بنگرد و در دل بگوید «اون بهترین و برازنده‌ترین مردیه که تا حالا دیدم.» و نه استیصال و آوارگی‌اش را با چنین صراحت و بی‌رحمی چون سیلی محکمی بر صورت مخاطب خوابانده است: زنی کتک‌خورده، بی‌خانمان و درب‌وداغان، با پیکری خمیده که در سوزان برف و زمستان در اتوبان‌های تهران سرگردان است…

کمتر فیلم ایرانی موفق شده این‌چنین به عوالم درونی یک زن نزدیک شود، در عین اینکه اسیر تزویر، ترحم یا تعصبات فمینیستی نشود. همان‌طور که کمتر فیلمی شجاعت نمایش چنین جنون و خودویرانگری زنانه‌ای را که یادآور «سرگذشت آدل ه» تروفو ست، داشته است. آن‌هم در شمایل مینا، زنی که نمونه تکامل‌یافته‌تری از لیلا حاتمی «بی‌پولی» است با همان خنگی‌ها و مهربانی‌ها و تلاش‌های جانانه برای حفظ زندگی‌اش. شبیه به انبوه زنان ایران امروزی و در شرف دگرگونی که از اساس سنتی‌اند و سودای مدرن شدن و زندگی در ظواهر مدرنیستی را دارند؛ و زنان خط‌شکن‌تری که بدون پول و وضعیت مالی مناسب در تقلای نجات زندگیشان از منجلابی‌اند که در آن گیرکرده‌اند.

برگ برنده «رگ خواب» فیلم‌نامه خوب معصومه بیات است که زنانگی و جنون دیوانه‌وارش را در قالب کنش‌ها و واکنش‌هایی واقعی در پیکره فیلم می‌دمد. «رگ خواب» فیلمی “واقعی” و ملموس است. هم در نیمه اولش و تجربه فضای عاشقانه و فانتزی که در همان آغاز کار تماشاگر را عاشق این عاشقانه بامزه می‌کند و هم در نیمه دومش که صد و هشتاد درجه با فضای سرخوش اول فیلم تفاوت دارد و به مصیبت‌نامه‌ای می‌ماند که شرح شکست خوردن‌ها و تحلیل رفتن ذره‌ذره میناست؛ اما نه در عاشقانه خبری از ملودرام بازی‌های سطحی و معمول سینمای ایران است و نه در مصیبت‌نامه خبری از روضه‌خوانی و اشک و آه بی‌دلیل.
رابطه حمید نعمت‌الله و سینما، فیلم به فیلم دارد عجیب‌وغریب‌تر می‌شود. بدون فیلتر و احساسی و شهودی‌تر. انگار که خودش فیلم‌هایش را زندگی و به طبع تماشاگر را هم درگیر چنین رابطه‌ای با فیلم‌ها می‌کند.نقد فیلم رگ خواب

نقد فیلم رگ خواب از نگاه منفی

«رگ خواب» ساخته حمید نعمت الله، فیلم شیک، ‌تر و تمیز و مردم پسندی است اما بشدت توخالی و قلابی است. یک فیلم رمانتیک لوس و سانتیمانتالِ شبه فمینیستی که بازی خوب لیلا حاتمی(بازیگری که اصولاً نمی‌تواند بد بازی کند) نیز نمی‌تواند اعتباری برای آن بیاورد.

«رگ خواب»، داستان زندگی زن میانسال، ساده‌دل و رمانتیکی به نام مینا است که از شوهرش جدا شده و بی‌کس و کار است و دنبال کار می‌گردد. او در جست‌و‌جوی خود برای کار با مرد خوش‌قیافه و جذابی به نام کامران آشنا می‌شود که مدیر یک  فست فود است. صدای ذهن مینا در قالب نامه‌ای به پدرش و به صورت نریشن(وویس اوور) روی فیلم شنیده می‌شود. دوربین نیز به مینا سنجاق شده و از زاویه دید او زندگی‌اش را برای ما تعریف می‌کند اما مینا جز اطلاعاتی کلی، چیز زیادی از گذشته‌اش به ما نمی‌گوید و روایت او محدود به دوران بعد از جدایی او و آشنایی‌اش با کامرانِ زنباره و حقه باز است. این محدود کردن زاویه دوربین و روایت به مینا نیز باعث شده که شناخت درستی از کامران و روابط او با زن‌های دیگر رستوران نداشته باشیم.
شباهت رگ خواب با فیلم فارسی
این که فیلم اطلاعات زیادی از گذشته مینا به ما نمی‌دهد عیب آن نیست اما باور کردنش سخت است که زنی به زیبایی و شکل و شمایل مینا اصلاً خانه و زندگی نداشته باشد و در منزل دوستش بخوابد. «رگ خواب» از روی همان الگوها و کلیشه‌های داستانی آشنای فیلم‌های فارسی یعنی زن ساده لوحِ بدبختی که گرفتار مردان دیوسیرت و هوسباز شده و فریب ظاهر شیک و حرف‌های عاشقانه دروغین آنها را خورده و تباه می‌شوند دنباله روی می‌کند و همان داستان‌های کلیشه‌ای را مثل ساندویچ‌های فست فودی که مینا در آن کار می‌کند در زرورق شیکی بسته‌بندی کرده و به ما عرضه می‌کند. فیلمساز همه ترفندها را به کار می‌گیرد تا مینا را به‌عنوان زنی دردمند و فریب‌خورده و رها شده به ما معرفی کند، اما تنهایی و رنج مینا و درجه سادگی و حماقت او بسیار سطحی است و باورپذیر نیست. این نوع نگاه به زنان و دختران فریب خورده و تباه شده در فیلم «فراری» داوودنژاد هم وجود دارد.
پر کردن فیلم از دیالوگ‌ها و اصطلاحات و ترانه‌های فرانسوی هم ترفند جدیدی است که فیلمسازان فرانکوفیلی ایرانی برای خوشامد فرانسوی‌ها و جشنواره‌هایی مثل کن در فیلم‌ها به کار می‌گیرند غافل از اینکه این ترفندها کارایی چندانی ندارند و تنها مصرف داخلی دارند. فیلمساز دقیقاً همان ترفندها و جذابیت‌های کاذبی را برای جلب تماشاگر به کار می‌گیرد که شخصیت مرد فیلمش برای فریب مینا و زنان دیگر به کار می‌گیرد. او «رگ خواب» تماشاگر ایرانی را به دست آورده و به همین دلیل فیلمش فروش خوبی در گیشه خواهد داشت.

نقد فیلم رگ خواب

 

خلاصه داستان

در پایان نقد فیلم رگ خواب به بازکردن کمی از داستان می‌پردازیم. مینا(با بازی حاتمی) که به تازگی از پیله ازدواج ناموفق خود بیرون آمده است اصرار دارد تا پدر سالخورده خود خود را از نشیب های زندگی جدید دور نگه دارد و به همین دلیل به دنبال شغلی است تا بتواند استقلال گذشته خود را بازیابد. مینای به دلیل لگد مال شدن اعتماد به نفس خود در زندگی قبلی توانایی حضور بلند مدت در شغل خود را ندارد و هر بار پس از مدت کوتاهی حضور از کار اخراج می شود . ایین مسئله ادامه می یابد تا این که مسیر زندگی اش با کامران (با بازی کوروش تهامی) تلاقی می کند و دوباره چرخه فراز و نشیب های زندگی اش شکل می گیرد.

عوامل فیلم

کارگردان: حمید نعمت الله

نویسنده: معصومه بیات

بازیگران: لیلا حاتمی

کوروش تهامی

 الهام کردا

 

 

تیزر فیلم رگ خواب با صدای همایون شجریان

میتوانید ببینید

نقد فیلم mother! «مادر!»

نقد فیلم Mother! «مادر!» | تمثیلی از آخرالزمان

نقد فیلم mother! «مادر!» درباره‌ی کارگردان در اولین بخش از نقد فیلم mother! «مادر!» به …

3 دیدگاه

  1. منتقد عزىز بسىار خوب فىلم رو نقد کرده و در نقدشون هىچ گونه زىادروى در اىن نقد دىده نمىشه
    بسىار عالى 👌👌👌👌

  2. منتقد عزىز بسىار خوب فىلم رو نقد کرده و در نقدشون هىچ گونه زىادروى در اىن نقد دىده نمىشه
    بسىار عالى 👌👌👌👌

  3. چطور ممکن است این همه نقد داشته باشیم ولی نقطه ثقلِ داستان (از نظر من البته) از لای انگشت همه اشان در رفته باشد؟

    لٌب داستان، «کاراکتر عاطفی» مینا است؛ هر چیز دیگری، ابزاری است عطف به آن. خودخوری پدر مینا (بجای عصبانی شدن، داد زدن، کتک زدنش) در مینا حس گناه – حس نوعی بدهکاری عاطفی ـ حس عذاب وجدانی بوجود آورده بود که در بزرگسالی او میخواست با سخت نگرفتن به مرد های زندگی اش، این «بدهکاری» را «پس بدهد». در ازدواج اول، تنها توافقش با شوهرش، در جدا شدنشان بود. بر خلاف عمق عاطفی خودش، سبکسری – سطحی نگری – گریز عاطفی مرد دوم زندگیش را نادیده گرفت تا به لب پرتگاه رسید. با از دست دادن دو مرد، بچه اش، و پدرش اعلام کرد، دیگر خود را «بدهکار» نمیداند، با تور از خودش نخواهد گریخت، و از این زمان به بعد میخواهد «حواسش به خودش باشد».

    (دلخوری من از فیلم: واژگان ضعیف و دم دستی در ادبیات دیالوگها.)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *